عالَمى طوطى شدند امّا كسى بُلبُل نشد

عالَمى طوطى شدند امّا كسى بُلبُل نشد

به گزارش خبرگزاری فرهنگی، تحلیلی عصر انتظار، بعد از ظهر پنج‌شنبه ۲۷ قوس ۱۳۹۸ خورشیدی، مراسمی به مناسبت هفتاد و ششمین سالروز ارتحال علامه سید محمد کاظم بلبل در تکیه خانه‌ی آن مرحوم برگزار گردید، در این مراسم مناقب خوانان با خواندن اشعار مرحوم علامه بلبل یاد و خاطره‌ی آن مرحوم را گرامی داشتند، در بخش دیگر این مراسم جوایزی از سوی شورای محلی چنداول برای شش تن از برندگان برتر مسابقه‌ی  کتاب‌خوانی «نوای بلبل» اهدا و نیز سخنرانان از خدمات مرحوم علامه بلبل یاد آوری نمودند، استاد سید محمد کبیر حیدری گرد آورنده مجموعه‌ی«نوای بلبل» و  نحوه برگزاری مسابقه‌ی کتاب‌خوانی پرداخت  و این‌گونه برنامه‌ها را جهت آشنایی نسل جوان با شخصیت‌های علمی، فرهنگی و خدماتی کشور ضرورت مبرم خواند.

او علامه‌ی بلبل را از اندیشمندان و شاعران معاصر کشور نام‌برد و گقت: علامه بلبل به یقین یکی از سر آمدان مذهبی و رساترین صدای مدح و منقبت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و ائمه‌ی هدی(علیهم‌السلام) بود، بلبل عارف، شعر و ادبیات را برای منقبت پیامبر و اهلبیتش استخدام کرد و هیچ‌گاهی ناسیوتیان را مدح و منقبت نگفت.

در پایان مراسم حجت‌الاسلام سید جعفرعادلی«حسینی» رئیس مجمع فرهنگی بقیةالله(عج) سخنرانی نمود در فرازی از سخنانش با تأکید بر شناسایی شخصیت‌های علمی و فرهنگی کشور، افزود: علمای واقعی با عالم نماها از هم تفکیک و مردم از خدمات عالمان دلسوز و خدوم گذشته بیش از این تجلیل و تکریم نمایند و این هم تفصیل سخنرانی رئیس رئیس کمیسیون فرهنگی شورای اخوت اسلامی و رئیس سازمان جهاد فرهنگی حجت‌الاسلام والمسلمین سید جعفرعادلی«حسینی» که حضور خوانندگان محترم تقدیم می‌گردد.

أعُوذُ بِاللَهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ؛ بِسْـمِ اللَهِ الـرَّحْمَنِ الـرَّحِيمِ

اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى دَلَّ عَلى ذاتِهِ بِذاتِهِ وَ تَنَزَّهَ عَنْ مُجانِسَةِ مَخْلُوقاتِهِ وَ صَلَّ اللّهُ عَلى نُورِالأَنْوارِ وَ سِرِّالْأَسْرار، عَقْلِ الْكُلْ وَ أَشْرَفِ الُّرسُل حَبِيبِهِ وَ صَفِيِّهِ وَ خَاتَم سُفَرائِهِ سَيِّدِنَا وَنَبِيِّنَا وَ مَوْ لا نَا أَبِى الْقَاسِمِ مُحَمَّد صَلَّ اللّه عَلَيْهِ وَآلِهِ الطَّيبين الطّاهرِينَ‏الْمَعْصُومينَ الْمُكرّمين.

اما بعد؛ قال الله تعالی فی‌کتابه: «إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ»

سائلی را گفت آن پیر کهن / چند از مردان حق گویی سخن

گفت خوش آید زبان را بر دوام  / تا بگوید ذکر ایشان را مدام

گر نیم زیشان از ایشان گفته ام  / خوشدلم کین قصه از جان گفته ام

گر ندارم از شکر جز نام بهر  /  این بسی بهتر که اندر کام زهر

یاد بود از هفتاد و ششمین سالروز وفات علامه سید محمد کاظم بلبل(ره) که به همین مناسبت چندی قبل مسابقه‌ی کتاب‌خوانی «نوای بلبل» به ابتکار استاد سید محمد کبیر حیدری از سوی شورای محلی چنداول برگزار شد و محفل امروز یاد بود از علامه بلبل و تقدیر از برندگان برتر در منزل و تکیه خانه‌ی آن مرحوم برگزار است.

باقدر دانی از برگزار کنندگان و حضور شرکت کنندگان دراین محفل دقایقی را که در خدمت شما هستم، با مقدمه‌ی کوتاه به گوشه‌ی از خصوصیات اخلاقی، رفتاری و خدماتی علامه بلبل در امور دینی، فرهنگی و اجتماعی و نیز در حفظ و نگهداری شأن و جایگاه علمای دین نکاتی را یاد آور می‌شوم.

قرآن کریم درخصوص علما بسیار سخن گفته و از هیچ قشری به اندازه علما در قرآن کریم تکریم نشده، جهاد در قرآن کریم بسیار مورد تأکید قرار گرفته و جایگاه علما مانند جهاد در راه خداوند است، در قران کریم حدود ۸۰ آیه از علما تکریم شده و از جمله خداوند در سوره‌ی فاطر می‌فرماید: إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ؛ یعنی: ازبندگان خدا علما از خدا می‌ترسند و بس.

در روایات بیان شده که علما در زمین مانند ستاره در آسمان‌ها هستند که ظلمات زمین را با نور دین می‌شکافند چراکه نقش آن‌ها بسیار مهم است و علما وارثان انبیا هستند«العلماء و رثةالانبیاء»؛ علما ادامه دهنده‌ی راه ائمه(علیهم‌السلام) را در جامعه بر عهده دارند؛ امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: در روز قیامت خون شهدا و قلم علما در یک ترازو قرار دارند. از‌ این‌رو باید دنبال این‌گونه علمای واقعی حرکت کرد و علما نیز باید قدر خود را بدانند.

در افغانستان علما و دانشمندان زیادی در فرازونشیب تاریخ، افتخارات بزرگی از خود برجای گذاشته‌اند و یکی از مناطق که در اثر حوادث ناگوار موجب فراموشی و تحریف مفاخر این کشور گردیده بزرگان چنداول و یا همین شهر کهنه کابل است.

اهالی چنداول در دوران حکام مستبد گذشته و ازجمله عبدالرحمان خان، همانند دیگر مردم افغانستان، مخصوصاً اهل تشیع در اختناق و تقیه به‌سر می‌بردند؛ عبدالرحمان خان نسبت به اهل تشیع کینه‌توزانه عمل می‌کرد و تکیه‌خانه‌ها را بُت خانه می‌گفت و مسدود کرد و از جمله تکیه‌خانه شهید همت‌یارعلی خان به دستور عبدالرحمان خان ویران و پس از مدتی آن‌جا به مسجد تبدیل شد، روزی عبدالرحمان خان برای شرکت در مراسم فاتحه یک‌تن از اراکین دولتی وارد مسجد شد؛ شهید همت‌یارعلی خان در کنار دروازه نشسته بود همزمان با خروج عبدالرحمان خان از مسجد او از جایش بلند شد و این قطعه شعر را خواند:

ببین‌فضیلت تکیه‌خانه مارا ای‌شاه/که چون‌خراب شود خانه خدا گردد

عبدالرحمان خان غضب ناک شده و دستور داد که همت‌یارعلی‌ خان را همراه دخترش که برای بانوان در این تکیه خانه منبر می‌رفت و ملا یوسف‌علی‌ خان که بیان احکام و معارف اسلامی را عهده دار بود به شهادت رساندند و قبر آن مرد انقلابی در محوطه‌ی جعفریه‌ی فعلی زیر منبر قرار دارد و امروز نه تنها از آن‌ها یاد بود صورت نمی‌گیرد و حتی برای خشنودی روح شان کسی صلوات هم نمی‌فرستند  و بعدها با پیدایش شرایط جدید سیاسی دوره‌ی شاه امان‌الله خان و با تلاش بزرگان چنداول، مخصوصاً علمای دینی توانستند مراکز مهم مذهبی را مجدداً احیا کنند؛‌ امید وارم که شورای محلی چنداول و دیگر نهادها در شناسایی مزارات، مراکز علمی و دینی و نیز شخصیت‌های مذهبی، علمی، سیاسی، نظامی و ادبی چنداول که هرکدام جزو افتخارات این کشور است دَین خود را نسبت به آن‌ها ادا کنند.

یکی از شخصیت‌های خدوم و افتخار افغانستان، مرحوم علاّمه سيّد محمد كاظم بُلبُل( فقيه، خطيب، عارف، شاعر و احيا گر ادبيات مذهبى) از مشعل داران علم و فرهنگ و مبارزات اسلامى‏بود. نام او در تاريخ افغانستان مى‌درخشد، مرحوم بُلبُل بخصوص در شعر و ادبيات مذهبى سر آمد معاصران خود بود، چنان‌كه خودش فرموده است: «عالَمى طوطى شدند امّا كسى بُلبُل نشد».

علامه بلبل حدود ۱۴۰ سال قبل از امروز در محله‏ى  مراد خانى كابل متولد شد، از آنجایی که استعمار انگلیس در ۲ جنگ از ملت مسلمان افغانستان به رهبری روحانیت شکست خورد، علامه بلبل به عمر ۱۲ سالگی و بزرگترین فرزند این خانواده بود، پدر، پدر بزرگ و عموهایش  به دست كارگذاران عبدالرحمان به شهادت رسیدند و او مدتى در كابل مخفى و پس از آن به صورت پنهانى از افغانستان به ایران و عراق رفت و از محضر علماى بزرگ حوزه‏هاى  علميه ایران و عراق بهره‏هاى علمى ومعنوى برد و ‏در سال ۱۲۹۹ خورشیدی به كابل بازگشت و براى خدمت به مردم محروم افغانستان كمر همّت بست.

علامه بلبل پس از ورود به كابل به ممنوعیت‌ و محدودیت‌های حکومت وقت افغانستان توجهی نکرد، فعاليت‏هاى تبليغى، علمى وارشادى خود را آغاز كرد و این مبلغ دینی خانه خود را حسینیه ساخت و در مناسبت‏هاى اسلامى به ويژه ماه  محرم به سخنرانى وارشاد ‏پرداخت. او باطبع روان وقريحه‏ى سرشارى كه در شعر وادبيات مذهبى داشت باسرودن قصيده‏هاى مذهبى در بیان فضائل، مدح ومنقبت امامان معصوم(علیهم‌السلام)، ياد آورمحبت، عظمت و مصائب آنان با برپایی مجالس سخنرانی، روضه و مناقب خوانی در شب‏ها وروزهاى جمعه و دیگر مناسبت‌های دینی و مذهبی از این طريق احكام اسلامى را با طرح نوین در ادبیات مذهبی بر پا کرد و او بسيارخوش ذوق بود ودر صحبت هايش از آيات، روايات واشعار عربى وفارسى نغز استفاده مى‏كرد و اشعار مختلفی از وی باقی مانده که دائرة المعارف آریانا، تعداد ابیات سروده او را حدود ۲۰ هزار معرفی نموده و منابع دیگری از شمار بیشتری سخن گفته‌اند، بیشتر اشعار او در موضوعات توحید، مدح و منقبت معصومین(علیهم‌السلام) هست.

علامه بلبل خيلى ساده وعارفانه وبى تكلف زندگى مى‌كرد و در کسوت مردم عادی درآمد و به شیوه مستمندان جامعه، لباس می‌پوشید، هرقدر پول دستش می‌رسید نقداً و یا مواد خوراکی به فقرا و خانواده‌های مستمند کمک می‌نمود و در حلقه‌های بینوایان نگین تابناکی شد که فروغش همه جا را پر کرد و سرانجام سال ۱۳۲۳ خورشیدی در زمان حاکمیت ظاهر شاه به عمر ۶۳ سالگی در چنداول کابل وفات نمود.

افغانستان در گذشته بهترین، باشهامت‌ترین، ایثارگرترین علمایی داشتند و یکی از آن‌ها علامه بلبل بود که وی بعد از حدود ۱۰ سال تحصیل در حوزه‌های علمیه به کابل بازگشت و در کنار فعالیت‌هاى تبلیغى، برادر کوچک ترش مرحوم آیت‌الله‌العظمی حجت را تحت تعلیم و تربیت قرار داد و کتاب هاى معمول آن دوران را به او آموخت وقتى ذهن، ذکاوت و علاقه‌ی حجت را به تعلیم و درس دید او را به مشهد مقدس و نجف اشرف فرستاد تا مجتهد شود.

از مرحوم آیت‌الله حجت نقل شده که در اوائل تحصیل، ماه رمضان، خیلى کم پول شدیم، تا آنجا که کمبود مواد غذایی چشم و گوش و سایر اندامم را ضعیف نمود و حاضر هم نبود تا رفقا و طلاب مدرسه بفهمد، چند شب فقط آب خوردند و غذا برای‌شان میسر نبود، برای روزه‌ی فردایش شبهه داشت، اما بخود می‌گفت حجت با همین وضع روزه بگیر، اما می‌بیند یک روحانی برجسته‌ی معروف حوزه، محدث شیخ عباس قمی صاحب کتاب شریف مفاتح‌الجنان به حجره‌اش می‌آید، آیت‌الله حجت و آیت‌الله شریعت به شیخ عباس قمی احترام می‌کند و بعد او چند قرانی زیر پلاس آن‌ها می‌گذارد  و بعد از مدتی طولانی آیت‌الله حجت برای ادامه تحصیلات عالیه از مشهد به قم می‌رود و در آنجا خدمت حاج شیخ عباس قمی می‌رسد و از او تشکری می‌کند و جناب شیخ می‌گوید من شما را نمی شناسم کی هستید؟

آیت‌الله حجت می‌گوید: در مشهد حجره‌ی ما آمدید و ما را کمک نمودید، او گفت اولین بار است که شما را می‌بینم، معلوم می‌شود که حضرت امام عصر(عج) این بار نماینده‌اش را با چهره‌ی محدث شیخ عباس قمی نزد آنان جهت کمک فرستاده بود که باعث تعجت طلاب آن مدرسه گردیده که محدث قمی این شخصیت کم نظیر دیدن دوتا طلبه افغانی به چه تناسب آمده و از این قبیل داستان‌های زیادی از کرامات و جنبه‌های معنوی، علمی و خدماتی علامه بلبل و برادرانش هست که در این زمان کوتاه به همه‌ی آن موارد پرداخته نمی‌شود و امیدوارم شورای محلی چنداول و دیگر نهادها در آینده فرصت بیشتری را مساعد نمایند.

علمای گذشته‌ی افغانستان اکثراً تحصیلکرده حوزه نجف و تربیت شده مکتب علمی و اخلاقی بزرگان آن حوزه کهن بودند،‌ بعد از مرحوم علامه بلبل و برادارنش، اکثرا علمای جید و تأثیر گذار تشیع در آغاز به قدرت رسیدن کمونیست‌ها به شهادت رسیدند که هرکدام در این کشور عَلم مبارزه بر افراشتند و در افغانستان مصدر خدمات فراوان دینی شدند، متأسفانه در شرایط کنونی شهرهای افغانستان از عالمان وارسته خالی شده، در گذشته علما از نفوذ فرهنگ و سیاست دشمن جلوگیری و از ارزش های دینی و اسلامی حراست و پاسداری می‌نمودند و نسبت به انجام رسالتی که ازاین قشر عظیم در دل‌های مردم جاه داشت، این پرسش است که چرا در شرایط فعلی مردم نسبت به علمای شان بی اعتمادی شدند؟

در طول تاریخ این سر زمین، میان مردم و روحانیت اعتماد وجود داشت، همواره علماء تنها ملجا و پناه مردم در برابر  قدرت ـ که سمبل ظلم و استبداد است ـ بودند، روحانیت در گذشته حامی مردم  بودند، متأسفانه امروز علماء در اثر عملکرد  برخی از هم کسوتان شان، نه تنها  شاهد  دین گریزی  نسل  امروز این بلاد اسلامی هستند که  در کنارتضعیف  باورهای دینی مردم، به تنزل جایگاه خود به نظاره نشسته‌اند، درگذشته  علما با همان معنویت و اراده‌ی که داشتند از پشتوانه‌ی مردمی برخور دار بودند.

میرزای شیرازی بزرگ در سال ۱۲۸۷ هجری قمری(برابر حوت ۱۲۴۹ خورشیدی)، در زمان خلافت شریف عبدالله حسنی پادشاه عربستان به حج مشرف شد و در خانه موسی بغدادی در مکه سکنی گزید؛ صاحب خانه ورود میرزا را به اطلاع شریف رساند شریف عبدالله حسنی موسی بغدادی را توظیف نمود که میرزا را نزد او ببرد؛ او قضیه را برای میرزا نقل کرد، میرزا برای شریف عبدالله حسنی طی یاد داشتی از سخنان پیامبرگرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) چنین پاسخ داد: «اِذا رَأَیْتُمْ الْعُلَماءَ عَلی بابِ الْمُلُوکِ فَقُولُوا بِئْسَ الْعُلَماءُ وَ بِئْسَ الْمُلُوکُ وَ اِذا رَأَیْتُمْ الْمُلُوکَ عَلی بابِ الْعُلَماءِ فَقُولُوا نِعْمَ الْعُلَماءُ وَ نِعْمَ الْمُلُوکُ» پیامبر گرامی اسلام فرموده است: اگر علما را بر سرای پادشاهان دیدید بگوئید اینان بدترین علماء و بدترین ملوکند و هرگاه پادشاهان را بر سرای علما دیدید بگوئید اینان بهترین علماء و بهترین پادشاهانند. شریف چون این سخن را شنید، شریف عبدالله شخصاً خدمت میرزا رفت و او را به خانه‌ی خود برد.

ناصرالدین شاه قاجار در ماه مبارک رمضان نامه‌ای به مرجع تقلید آن زمان میرزای شیرازی به اين مضمون نوشت: من وقتی روزه می‌گیرم از شدت گرسنگی و تشنگی عصبانی می‌شوم و ناخود آگاه دستور به قتل افراد بی گناه می‌دهم لذا جواز روزه نگرفتن مرا صادر بفرماييد!

آیت الله العظمی میرزای شیرازی در جواب ناصرالدین شاه نوشت:

بسمه تعالی

حکم خدا قابل تغییر نیست لکن حاکم قابل تغییر است اگر نمی‌توانی به اعصابت مسلط شوی از مسند حکومت پایین بیا تا شخص با ایمانی در جایگاه تو قرار گیرد و خون مؤمنین بیهوده ریخته نشود!

طبق نقل بزرگان؛ زمان که حبیب‌الله کلکانی قدرت را به دست گرفت، مناطق هزاره جات تسلیم امر او نشدند و با او مخالفت کردند؛ به دستور کلکانی شماری از بزرگان چنداول را به ارگ شاهی فراخوانده شدند تا برای مصالحه به مناطق مرکزی اعزام شوند.

با آنکه مرحوم علامه بلبل از رفتن به ارگ کراهت داشت، به اتفاق شماری از بزرگان چنداول توسط ماموران به ارگ بردند، زمانی که علامه بلبل وارد ارگ شد با همان عصا چوب خود به دیوارهای ارگ میزد و(گَرگَر) صدا می‌داد؛ حبیب‌الله کلکانی گفت این دیوانه را چرا آوردید؟ دیوانه برای مصالحه مناسب نیست؛ او را رها کردند و بقیه به هزاره جات رفتند ولی مردم هزاره جات تسلیم نشدند و جنگ را بر صلح ترجیح دادند و زمانی که نمایندگان برگشتند توسط عمال حبیب‌الله کلکانی جزا داده شد و علامه بلبل گفت: من نگفتم رفتن به آنجا درست نیست و این نکته، آینده نگری و سیاست علامه بلبل را می‌رساند.

در ۲۶ سرطان ۱۳۵۲ خورشیدی وقتی صدر اعظم سابق(داود خان) دست به كودتا زد و با استقرار جمهوريت در افغانستان، رياست جمهورى خود را اعلام كرد، تقاضای ملاقات با علمای طراز اول از جمله آیت‌الله‌العظمی شهید واعظ(ره) را نمود، در این ملاقات بعضی سران تشیع همانند؛ فرقه مشر فتح محمد خان، اگبرخان نرگس، سلیمان یاری، شهید آیت الله واعظ(ره) را همراهی می‌نمودند، آیت الله واعظ(ره) به داود خان توصیه کرد که مردم افغانستان، مخصوصاً اهل تشیع در دوران سِمت صدارت تان ناراضی و از ظلم شما به ستو آمدند و اجازه فعالیت برنامه‌های مذهبی و فرهنگی را نداشتند، به مطبوعات اجازه فعالیت دهید، اگر  مطبوعات آزاد باشد برای شما بزرگترین کمک است، زیرا  شما از طریق مطبوعات از همه مسایل که در کشور اتفاق می افتد آگاهی پیدا می‌کنید و نیز با مردم مهربان باشید؛ این سخنان علامه شهید واعظ سخت بر روح و روان داود خان اثر گذاشت و او از آیت‌الله شهید واعظ تقاضا نمود که به مردم اطمنان دهد که داود خان می‌گوید من دیگر آن صدر اعظم سابق نیستم.

سال‌های اخیر حتی آیت‌الله محسنی به عنوان رئیس شورای علمای شیعه افغانستان برای حفظ شأن علما، حاضر نشد که در بسیاری از مسائل با رؤسای جمهور این کشور تماس بگیرید و او مواضع خود را از طريق تلويزيون تمدن اعلام می‌نمود و یا هياتي از شوراي علما با جانب حکومت تبادل نظر می‌نمودند؛ بعد از وفات آیت‌الله محسنی آقایان از همین آدرس از کوچکترین مقامات دولتی استقبال و بدرقه کردند و اگر علمای گذشته با همان عزت نفسِ که داشتند، امروز زنده می‌بودند، بدون شک شدیداً از این‌گونه برخوردها ناراحت می‌شدند که چرا عده‌ی قدر جايگاه اهل علم و حرمت لباس روحانيت را حفظ نمی‌کنند، این‌ها در کمپاین و ریاست جمهوری تا حد اسکن شدن برای منافع شخصی شان تحقیر می‌شوند و باید مردم بین علمای واقعی و خدوم با عالم نماها تفاوت قائل شوند و در شرایط فعلی علمای اصیل که برای حفظ دین و ارزش‌ها جان‌های شان را فدا کردند به فراموشی سپرده شده و چنانچه تصمیم بر تجلیل و یاد بودی آنان گرفته شود به بهانه های مختلف این حرکت تخریب می‌شود، زیرا هرکس منافع و مقاصد گروه و جناح‌های سیاسی خود را بر آن گونه ارزش‌ها ترجیع و برتری می‌دهند و حتی در صدد  تضعیف منزلت مقام روحانیت شهید می‌شوند، علمای افغانستان در گذشته نه تنها به این کشور که  به همه جهان اسلام نظرداشتند، جهان اسلام را سرزمین خود دانستند و در نخستین روزهای اشغال سرزمین فلسطین با حمایت بزرگان افغانستان، مخصوصاً شخصیت‌های چنداول گواه این مطلب است که چگونه از آن مردم حمایت و دفاع نمودند.

یکبار دیگر از دست اندرکاران این محفل قدر دانی سپاسگذاری نموده و در شرایط کنونی می‌طلبد که با برگزاری این گونه محافل علمای نامدار کشور را الگو قرار داده تا شأن و جایگاه معنوی و خدماتی علمای گذشته حفظ گردد.

گفتنی است این مراسم از سوی شورای محلی چنداول و بیت مرحوم علامه بلبل برگزار گردیده بود؛ آیت‌الله سید محسن حجت و اعضای بیوت م آیت‌الله‌العظمی حجت کابلی و آیت‌الله شیخ محمد علی مدرس کابلی نیز حضور داشتند.

گزارش از خبرگزاری فرهنگی، تحلیلی عصر انتظار/ سید نور آقا احسانی

نظر دهید !!!

نظر شما برای “عالَمى طوطى شدند امّا كسى بُلبُل نشد”

دیدگاه ها بسته شده اند.

قالب خبری

قالب رایگان وردپرس