ماه رمضان فرصت مناسبی برای توبه و استغفار

ماه رمضان فرصت مناسبی برای توبه و استغفار

به گزارش خبرگزاری فرهنگی، تحلیلی عصرانتظار، همزمان با آخرین جمعه ماه مبارک رمضان ۲۵ رمضان ۱۴۴۰ هجری قمری، برابر با ۹ جوزا ۱۳۹۸ خورشیدی محفل مجمع فرهنگی‌بقیةالله(عج) با برنامه‌های دعای کمیل، ذکر توسل و سخنرانی حجج‌اسلام سید جعفرعادلی حسینی و سید هاشم محسنی در منزل حجت‌الاسلام کربلایی سید سلیمان حیدری واقع غرب کابل برگزار شد.

متن کامل سخنرانی حجت‌الاسلام سید جعفرعادلی حسینی رئیس مجمع فرهنگی بقیة‌الله(عج) در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان تحت عنوان:«ماه رمضان فرصت مناسبی برای توبه و استغفار».

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم؛ عن امیرالمومین علی(علیه‌السلام): إِلَهِی قَلْبِی مَحْجُوبٌ وَ نَفْسِی مَعْیُوبٌ وَ عَقْلِی مَغْلُوبٌ وَ هَوَائِی غَالِبٌ وَ طَاعَتِی قَلِیلٌ وَ مَعْصِیَتِی کَثِیرٌ وَ لِسَانِی مُقِرٌّ بِالذُّنُوبِ فَکَیْفَ حِیلَتِی یَا سَتَّارَ الْعُیُوبِ..

رمضان ماه میهمانی خدا و ماه نزول قرآن  و  فرصت مناسبی برای توبه و استغفار  و در این ماه، درهای رحمت و مغفرت الهی باز است و باید حداکثر بهره معنوی را ببریم.

ما در روزهای پایانی ماه رمضان قرار داریم و در این شب جمعه  از این ریاضت یک‌ماهه که برای ما و شما به‌طور طبیعی بر اثر روزه، بر اثر دعا و عبادت حاصل شده، حدّاکثر استفاده را بکنیم و تحکیم رابطه‌ی با پروردگارگره‌گشا مشکلات است.

توبه در به معنای دست کشیدن از گناه و بازگشتن به راه حق و از واجبات فوری است در این فرصت کوتاه نکاتی را پیرامون توبه و اینکه چرا توبه از واجبات فورى است، مختصراً به استحضار شما عزیزان می‌رسانم.

اعمال و افعال كه از طرف خداوند متعال براى بندگان واجب شد دو نحو و دو قسم است يك نحو عمل‌هايى است كه بجا آوردن آن واجب فورى است و يك نحو عمل‌هايى است كه بجا آوردن آن واجب فورى نيست، به‌عبارت ديگر يك نحو عمل، عمل هايى است كه وقت آن مضيق است و يك نحو عمل‌هايى است كه وقت آن موسع است.

اعمال که وقت آن محدود است، همانند اينكه؛ كسى براى شما سلام داد، همان لحظه جواب سلام براى شما واجب شد و بايد عاجل جواب سلام را بدهید و تأخير جايز نيست و يا اينكه كسى آيه سجده واجب قرآن  را خواند شما شنيديد و يا خودتان آيه سجده را خوانديد واجب است همان ساعت سجده كنيد ويا اينكه شما مال كسى را پيدا كرديد و صاحبش را هم مى شناسيد براى شما واجب فورى است كه آن مال را بصاحبش برسانيد و اگر بدون عذر نگهداريد مسئول خواهيد بود؛ اين قسم واجبات را، واجبات فورى گويند.
امّا آن قسم واجباتى كه بجا آوردن آن فورى نيست مانند اينكه مثلاً يك روز بخاطر مسافرت يا مریض بودن در ماه مبارك رمضان روزه تان را خورديد وقضاى آن را بايد بگيريد، تا ماه مبارك رمضان آينده براى شما وقت است كه در هر كدام روز خواستيد آن قضا را بعمل بياوريد ويا يك روز نذر كرده ايد روزه بگيريد يا دو ركعت نماز بخوانيد در اين موارد هم تا مدتى كه منجر به مسامحه نكشد تأخير جايز است.

در واجبات فورى ممكن است به يك علّت و مانعى تأخير جايز بوده ويا اصلاً وجوب برداشته شود، مگر دريك واجب فورى كه به هيچ وجه تأخير جايز نبوده و وجوب برداشته نمى شود و آن واجب فورى عبارت است از توبه كردن و بازگشت نمودن بطرف پرور دگار عالم، همان ساعتى كه انسان گرفتار گناهى شد بايد همان ساعت از آن گناه توبه كند و تأخير به هيچ عذر جايز نيست و اگر توبه نكرد ظلم بر نفس خود كرده است. «وَمَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُلئِكَ هُمُ الظّالِمُونَ»[۱] كسى كه توبه نكند پس آن‌ها ستمكارانند.

بنابراين تأخير توبه براى انسان خطراتى دارد:

خطر اوّل اين است كه تأخير توبه باعث سختى توبه است، اگر انسان امروز نتوانست توبه كند فردا بطريق اولى نمى تواند توبه كند اگرچه از حد امكان بيرون نمى‏رود.

خطردوّم اين است كه در صورت تأخير توبه گناه در روحيه انسان تأثير مي‌كند و روح را مريض و ناخوش می‌سازد، همانطوريكه ذايقه شخص مريض لذّت غذاى لذيذ را نمى تواند بچشد همان طور ذائقه روحى او از درك لذائذ معنوى محرومند.

خطر سوّم ممكن است پيش از آنكه موفق به توبه بشود از دنيا با بار گناه برود و دچار عذاب اخروى بشود در صورتی که مى‌توانيست آن عذاب را با توبه از خود دور كند.

خطر چهارم اين است كه بواسطه ترك توبه راه شيطان بر قلب باز تر ميشود و براى خود منزل و مأوى ميگيرد، آن وقت قلبى كه بايد مأوى و منزل رحمن بشود، منزل و مأوى شيطان مي‌گردد.

خطر پنجم اين است كه در اثر اصرار معصيت ممكن است خداى متعال نعمت‌هاى خود را تغير بدهد، اَللّهُمَ اغْفِرلِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُالنِّعَمَ… يعنى خدايا آن گناهانم را بيامرز كه نعمت‌هارا تغير مي‌دهد.

چنانچه قبلاً در فقرات اوّل دعای کمیل خواندیم که تأخیر توبه دعا را حبس و خیلی مشکلات را در پی دارد.

اَللّهُمَ اغْفِرلِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَهْتِكُ الْعِصَمَ؛ خدایا بیامرز گناهانی را که پرده‌های عصمت را می‌درد(یعنی آبروی انسان را می برد.)

اَللّهُمَ اغْفِرلِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ النِّقَمَ؛ خدایا بیامرز گناهانی را که بدبختی ها را فرو می ریزد.

اَللّهُمَ اغْفِرلِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُالنِّعَمَ؛ خدایا ببخش گناهانی را که نعمت ها را تغییر می دهد.

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَحْبِسُ الدُّعَاءَ؛ خدایا ببخش گناهانی را که دعای انسان را از اجابت حبس می‌کند.

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ الْبَلاَء؛ خدایا؛ خدایا ببخش گناهانی را که بلاها را نازل می کند.

خطر ششم، كه بالا ترين خطر است اين است كه حضرت امام باقر(ع) مى فرمايد: «هيچ بنده مؤمن نيست مگر اينكه در قلب او نكته سياهى خارج مى‌شود وقتي‌كه توبه كرد و پشيمان شد اين سياهى برطرف مى‌شود واگر در گناه خود مبالغه نمود و مداومت كند اين نكته سياهى زياد مي‌شود تا اينكه آن سفيد را مى‌پوشاند و دراين صورت صاحب همچو قلب بطرف خير ابدا بازگشت نخواهد كرد».

گناه و معصیت، مانند لجن زار متعفنی است که انسان، هر چه بیشتر در آن فرو می رود، خود را به نابودی نزدیک می کند، اما توبه و تصمیم جدی انسان به ترک گناه حرکت به سوی نجات و خود یک پیروزی بزرگ است که درهای رحمت الهی را به روی انسان می گشاید.

آنچه از متون دینی استفاده می شود این است که توبه کردن کار ساده‌ای نیست. حضرت امیر المؤمنین (ع) می‌فرماید: «ترک گناه، آسان تر از توبه کردن است». توبه تنها استغفر الله گفتن نیست. توبه یعنی این که انسان با تمام وجود خویش به سوی خدا برگردد. از گناه خود پشیمان شود و تصمیم جدی بگیرد که دیگر آن را تکرار نکند و اگر تضییع حقی کرده است، حق الله باشد یا حق الناس آن را بر آورده سازد.

در هیچ‌یک از کتب معتبر تاریخی، مطلبی به این عنوان که پیامبر عظیم الشان اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) لقب سیف الاسلام را به کسی داده باشند، ثبت نشده است.

این گونه لقب‌ها هم اکنون بین مجاهد نماها نیز رسم شده، ارزشی ندارد، پسر معمر قذافی کشور لبیی که ۶ سال به اتهام جنایت علیه بشریت محاکمه و به اعدام محکوم شده بود، او را نیز سیف الاسلام می‌گفتند همانند القاب که امروز برای عاملین جنگ‌های داخلی افغانستان می‌دهند، یک‌عده از مبلیغین بی خبر که از حوزه علمیه قم برای تبلیغ می‌آیند تحت تأثیر همان همان ظواهر عوام فریبانه رفته و نا آگاهانه و بدون توجه به دیگر شخصیت‌های تأثیر گذار جامعه به تعریف و تمجید و ذکر القاب کذایی می‌پردازند.

اگر آدمی توبه کرد توبه او شرایطی دارد و ممکن حق الله مثل واجبات ترک شده مورد پذیرش پروردگار قرار گیرد و اما حق الناس مثل بدهکاری‌ها، ستم‌هایی که روا داشته، در جنگ‌های داخلی مثلا عامل کشته شدن بسیاری از افراد گردیده اند، آبروی خانواده‌ها را بخاطر منافع مالی برده اند، کلاه گزاری نموده و مردم را با فریب شالوده‌ی زندگی اش را به هم ریخته،‌ باید جبران کند و الا توبه او با شرایط آن صورت نگرفته خداوند حق الناس را نمی بخشد و در موارد حق الناس باید از خود شخص حلالیت طلبید و در این مورد خداوند هیچ گونه دخالتی نمی‌کند. اما حقیقت مطلب این است که خداوند از آنجایی که مالک خود عبد و مالک اموال او و مالک ذمه عبد می‌باشد می تواند حق او را ببخشید و می‌تواند او را راضی و یا حلال کند به هر نحوی که بخواهد بدون هیچ گونه محذوریتی.

لذا حق الناس را نمی توان تنها با توبه و استغفار جبران کرد، بلکه باید طلب رضایت از شخصی که حقش ضایع شده و مورد ظلم قرار گرفته و یا مال کسی و یا آبروی کسی را برده معنایی ندارد که صرفاً با استغفار، حق او را ادا نمایند و این کار نیاز به یک انقلاب درونی دارد که به عنوان فصل خطام عرائضم به داستانی اشاره می‌کنم.

وقتی انسان به تاریخ نگاه می‌کند، شنیدن آیه از آیات کلام نور بخش الهی برای شخص بنام فضیل ابن عیاض انقلاب درونی ایجاد می‌کند چه رسد به اینکه در ماه مبارک رمضان و شب های قدر که زمینه مناسب برای انقلاب درونی است ما از این فرصت ها بهرمند نشویم.

گويند فضيل بن عياض سال ها دزدى و راهزنى مى كرد، با شنيدن كلام الهى منقلب گشته توبه كرد و از زهّاد معروف و مشهور عالم گشت.

گويند فضيل معشوقه داشت طبق وعده قبلى شبى از ديوار بالا رفت، از خانه همسايه شخصى با صوت حزين قرآن مى خواند، به اين آيه رسيد: «اَلَمْ يَأْنِ‏لِلَّذينَ آمَنُوا اَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللّه وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَق»  آيا وقت آن نرسيده كه دل هاى مؤمنين به ذكر خدا و آنچه از حق نازل شده خاشع شوند؟ همان لحظه گريان و دست بر سر زنان بر گشت و مى گفت چرا، الآن، در مراجعت به كاروان سرا رسيد، گوشه استراحت كرد، كاروانى مى خواست بار كند، يكى از ايشان گفت: «فضيل در راه ديده شده فعلاً بار نكنيد، وگرنه بار ها به تاراج خواهد رفت، فضيل از شنيدن اين سخن گريه كرد و صدا زد كه اى برادران فضيل با شما است، ديگر با كسى كارى ندارد، بر خيزيد و به سلامت برويد، فضيل بعد از توبه از صاحبان اموالى كه دزديده بود، به هر وسيله رضايت گرفت، گويند يكى از صاحبان مال يهودى بود، از او نيز حليّت طلبيد، يهودى گفت: در فلان گوشه  خانه، زرى پنهان كرده‏ام، آن را بردار و بياور تا از تو راضى شوم فضيل رفت زرها را آورد، يهودى گفت: «اشهد ان لااله الاّاللّه وَ اَنَّ محمّدا رسول اللّه» اضافه كرد كه من زرى پنهان نكرده بودم، مى خواستم بدانم تو توبه كرده يانه، در كتاب خوانده بودم كه اگر از امّت محمّد(صلى‏الله‏عليه‏و‏آله) كسى توبه واقعى كند خاك در دستش طلا گردد.

در پایان با فرازهای از دعا صباح منسوب به امام علی(علیه‌السلام) زمزمه‌کنیم.

علاّمه مجلسى این دعا را در کتاب دعاى بحار و در کتاب صلواه آن همراه با توضیح ذکر کرده و فرموده: این دعا از دعاهاى‏ مشهور است و نیز فرموده: مشهور خواندن این دعا پس از نماز صبح است و سیّد ابن باقى خواندن آن را پس از نافله صبح روایت نموده که در آن آمده: خداى من،دلم در پرده‏ هاى ظلمت پوشیده شده و جانم دچار کاستى گشته و عقلم مغلوب هواى نفسم شده و هواى نفسم بر من چیره آمده،طاعتم اندک،و نافرمانیم بسیار، و زبانم اقرارکننده به گناهان است،چاره من چیست اى پرده ‏پوش عیب‌ها،اى داناى نهان‏ ها،اى‏ برطرف ‏کننده غم‌ها، همه گناهان مرا بیامرز…

إِلَهِی قَلْبِی مَحْجُوبٌ وَ نَفْسِی مَعْیُوبٌ وَ عَقْلِی مَغْلُوبٌ وَ هَوَائِی غَالِبٌ وَ طَاعَتِی قَلِیلٌ وَ مَعْصِیَتِی کَثِیرٌ وَ لِسَانِی مُقِرٌّ بِالذُّنُوبِ فَکَیْفَ حِیلَتِی یَا سَتَّارَ الْعُیُوبِ وَ یَا عَلامَ الْغُیُوبِ وَ یَا کَاشِفَ الْکُرُوبِ اغْفِرْ ذُنُوبِی کُلَّهَا بِحُرْمَهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ یَا غَفَّارُ یَا غَفَّارُ یَا غَفَّارُ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.(الهی‌العفو، الهی‌العفو، الهی‌العفو)


[۱] . سوره حجر، آيه ۱۱ .

نظر دهید !!!

نظر شما برای “ماه رمضان فرصت مناسبی برای توبه و استغفار”

دیدگاه ها بسته شده اند.

قالب خبری

قالب رایگان وردپرس