متن کامل سخنرانی رئیس مجمع فرهنگی بقیه الله(عج)

متن کامل سخنرانی رئیس مجمع فرهنگی بقیه الله(عج)

انا اعطيناك الكوثر، فصل لربك و انحر، ان شانئك هو الابتر(۱)

با آنکه از ۲۰ جمادی‌الثانی سالروز ولادت حضرت زهرا(علیهاالسّلام) چند روزی گذشته، اما از آنجایی که از اهداف مجمع فرهنگی بقیةالله(عج) علاوه بر دعای ندبه، بیان احکام و معارف اسلامی یاد آوری از مناسبت های دینی و مذهبی نیز صورت می‌گیرد، امروز در پایان دعای ندبه با استفاده از فرصت در رابطه با حضرت زهرا(علیهاالسّلام) و چند کلامی با نوجوانان و جوانان عزیز داشته باشم.

حضرت زهرا(علیهاالسّلام) به عنوان برترين بانوي عالم هستي، داراي ابعاد والاي شخصيتي و اخلاقي مي‌باشد و اين شخصيت، مورد توجه خاص پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) و اهل بيت(عليهم السلام) و بزرگان مسلمان و غير مسلمان بوده و هست.

پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله)  به عنوان خاتم‌الانبیا، دعوت تمامی پیامبران الهی گذشته را تکميل نمودند؛ بعد از ايشان، حضرت امیرالمومنین و سایر امامان از نسل حضرت زهرا (علیهاالسّلام) ، به امامت رسيدند و مسير هدايت را بعد از پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله)  ادامه دادند و بقاي اسلام بواسطه همين شجره مبارکه تحکيم وتثبيت شد.

بنابراين راجع به شخصيت نوراني حضرت زهرا(علیها‌السّلام) در شرایط کنونی دو مسئولیت متوجه ماست:

  1. شناخت حضرت زهرا(علیهاالسّلام) به عنوان الگوی خوبی‌ها و رفتار شناسی آن حضرت در عرصه‌های معنوی، علمی، سیاسی و اجتماعی و حق طلبی حضرت زهرا(علیهاالسّلام) الگوی بنی فاطمه و پیروان آن حضرت به جامعه معرفي گردد.
  2. به عنوان وظیفه از سالیاد ولادت حضرت زهرا(علیها‌السّلام) به عنوان بزرگداشت از روز «مادر» و «زن» تجلیل و بعنوان کشور اسلامی و ملت مسلمان آن را نهادینه و فرهنگ سازی نماییم.

مقام و فضیلت حضرت زهرا(علیهاالسّلام) در قرآن مجيد آيات فراوانى آمده و از جمله سوره‏ى مباركه‏ى «كوثر» مى‏فرمايد : «اِنّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرْ»يعنى بدرستى و تحقيق كه ما به تو «كوثر» داديم. همه‏ى مفسّران فريقين اتفاق دارند كه اين سوره‏ى مباكه درشأن حضرت زهراى اطهر(علیهاالسّلام) نازل شده وآن را بزرگ‏ترين سند افتخار سادات كرام(كثراللّه نسلهم) دانسته‏اند.

امام فخر رازى در تفسير خود(التفسير الكبير، جلد سى و دوم، صفحه ۱۲۴) مى‏نويسد: «بنگر كه درطول تاريخ اسلام چقدر از اهل بيت كشته شده‏اند، در عين حال عالم از وجود آنان پر است، لكن از بنى  اميه در دنيا كسى باقى نمانده كه مورد توجه مردم باشد، سپس بنگر كه بسيارى از بزرگان و علماء، مانند امام باقر، امام صادق، امام كاظم، امام رضا(علیهم‌السلام) ، نفس زكيه و مانند آنان از اهل بيت‏اند.»

و همین طور یکی از دانشمندان دیگر مى‏نويسد: «در عصر روز عاشوراى سال ۶۱ هجری قمری در خانواده‏ى پيغمبر وفاطمه يك گهواره‏ى پسر مى‏جنبيد، كه عبارت از محمد باقر(علیه‌السّلام) باشد كه در آن موقع نزديك به چهارسال داشت؛ مابقى فرزندان ذكور فاطمه‏ى زهراء(علیهاالسّلام) همه به شهادت رسيدند؛ درحالى كه در همان لحظه در طايفه‏ى بنى اميه در شهر شام دوازده هزارگهواره‏ى پسر مى‏جنبيد، امّا امروز آن يك گهواره كجا وآن دوازده هزار گهواره كجا؟!.»

آيت اللّه شيخ محمد واعظ زاده خراسانى، رئیس سابق مجمع تقريب مذاهب اسلامى، سال ۱۳۷۹ خورشیدی در سمينار مجمع اهل بيت(علیهم‌السّلام) در مكه مكرمه برگزار شد راجع به تجديد «نقابت سادات» پشنهاد نمودم كه در قطعنامۀ آن سمينار نيز ذكر شده است كه اين سنّت از ياد رفته «نقابت سادات» احياء گردد. اين عمل در جهان بسيار جاذبه دارد و بدين وسيله مى‏توان باكليه‏ى خاندان سادات در جهان رابطه بر قرار كرد و از اين راه اسلام را روح و صفاى ديگر بخشيد.

يكى از پيامدهاى اجتماعى ظهور اسلام، شكل‏گيرى طبقه ا‏ى به نام سادات در جامعه‏ى اسلامى بود؛ سادات همگام باگسترش اسلام در جهان اسلام از شرق تا غرب عالم پراكنده شدند و به عنوان گروهى محترم ومتنفّذ مورد توجه عموم قرار گرفتند. افغانستان از جمله سرزمين‏هایى بود كه سادات از همان روزهاى نخستين ورود اسلام به منظور تبليغ از اين آيين هجرت نمودند و در دوره‏هاى مختلف تاريخ اين كشور تأثير فوق العاده شگرف نهاده‏اند.

سادات در افغانستان نیز از زمان ورود تاكنون ازمجاهدت ها، نقش رهبرى و خدمات علمى، سياسى، اجتماعى و دينى با توجه به گستردگی و نفوذ سادات در مناطق مختلف افغانستان بزرگان شان مصدر خدمات فراوان دینی و اجتماعی گردیدند.

آيا با اين وصف در «كوثر» بودن فاطمه و ذريّه او جاى ترديد هست؟ اين گستردگى از لحاظ كميت نيست بلكه از لحاظ كيفيت نيز فرزندان فاطمه وعلى «كوثر» بوده‏اند وشخصيت‏هاى بى شمارى را به جامعه تحويل داده‏اند واين خود يكى از اخبار غيبى قرآن و از وجوه اعجاز اين كتاب آسمانى است.

مخصوصا با در نظر گرفتن اين كه ذريّه‏ى پيغمبر در طول تاريخ بنى اميه و بنى عباس شهيد شدند، حتى گاهى به صورت دسته جمعى مانند كشتار بنى الحسن به امر منصور دوانيقى وخاندان فاطميين مصر پس از سيطره صلاح الدين ايوبى بر مصر، آن‌ها را در قصرى زندانى كرد تاهمه جان دادند.

مشروط بر اینکه سادات قدرخود را بداند و تقوای الهی را پیشه کند و حرام و حلال در نظر بگیرند، در اسلام ارزش انسان به تقوای اوست و نه  به رنگ و نژاد و قبیله و از همین جهت است که قرآن کریم می‌فرماید: ان اکرمکم عند الله اتقـکم(۲) گرامی‌ترین مردم نزد خداوند با تقواترین آن‌هاست؛ سید بودن نیز زمان ارزش دارد که در مسیر اسلام و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) باشد.

سلام رسانیدن به تمام فرزندان(سادات)، یکی از سفارشات حضرت زهرا(علیهاالسّلام) به امام علی(علیه‌السّلام) عاطفه این مادر نمونه به فرزندان بلاواسطه و یا حداکثر نوه ها و نتیجه ها اختصاص ندارد؛ بلکه او چون کوثر نبی(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) است و نسل سادات از برکت وجود او ماندگار شده و هر روز، رو به فزونی می نهد و علمای سید در طول تاریخ منشأ برکات فراوان و بی شماری شده اند، آن بانو در وصیتی سلام ویژه خود را به آنها می رساند:

وَ أَقْرَأُ عَلى‌ وُلْدِيَ‌ السَّلامَ‌ إِلى‌ يَوْمِ‌ الْقِيامَةِ‌(۳)؛ یا علی! تو را به خدا می سپارم و بر فرزندانم تا روز قیامت، سلام می فرستم.

این جمله گواه آن است که آن حضرت با ارتباطش به عالم غیب و احاطه­اش به عالم شهود می­دانست که تا روز قیامت سلسله اولاد او منقرض نخواهد شد، و از امیرالمؤمنین خواست که سلام او را به فرزندانش تا روز قیامت با تمام وجود برساند.

سادات باید بدانند چه تاج افتخاری بر سر آنها گذاشت، و چه مسؤولیت سنگینی بر دوش آن‌ها نهاد.

جواب این سلام آن است که فرزندان آن حضرت تا روز قیامت از حق مادر خود دفاع کنند، و جواب این سلام  از هر سیّدی متناسب مقام اوست که وظیفه شناسی و حق طلبی حضرت زهرا(علیهاالسّلام) را الگو قرار دهند.

مبادا سیّدی به مقامی برسد و برخلاف اسلام و مسیر اهل‌بیت(علیهم‌السّلام) عمل کند.

جواب سلام ساداتی که به مرتبه­ای از علم نائل شده­اند، آن است که ایتام آل محمد را به حکمت و موعظه حسنه و جدال احسن کفالت کنند و نگذارند این کبوتران بال و پرشکسته در غیبت صاحب‌شان در دام شبهات مخالفین گرفتار گردند.

جواب سلام ساداتی که به مال و منالی رسیده­اند، آن است که از مال خود در تحکیم مبانی آیینی که او در راه آن جان داد، دریغ نکنند و برای احیاء شعائر روز شهادت او انفاق کنند.

جواب سلام این است که مبادا از این عنوان استفاده ابزاری نمایند، سیادت شان را به معامله گرفته و قداست این عنوان را تخریب نمایند، چنانچه امروز عده‌ی آگاهانه و یا غیر آگاهانه تحت عنوان«هویت خواهی سادات» دوکانداری و رسیدن به منافع شخصی شان هستند، از اهل علم و عمامه داران که در گذشته از نام جهاد استفاده سوء نمودند و امروز عنوان سیادت را معامله گرفته و علاوه بر این اینک لائیک بنام سادات دین را نشانه گرفته و اما عده با ایجاد شوراها همان عمل مخالفین را در جهت تخریب این عنوان نموده اند.

در ماه حوت ۱۳۹۳ خورشیدی بحث هویت طلبی و حق خواه سادات آغاز شد من همراه مرحوم انوری و شورای ملیت سادات نیز حضور داشتند این موضوع را پیگیری و هدف این بود که مبادا حقوق شهروندی این مردم بنام اکثریت و اقلیت نادیده گرفته و ما امروز در هیچ جای دنیا سراغ نداریم که اقوام در قانون اساسی کشور ذکر گردد، اکثریت و اقلیت طرح دشمنان اسلام است که مردم افغانستان را در این چند سال اخیر تحت همین عنوان به جان هم انداخته اند، بعنوان حقوق شهروندی حق مسلم همه‌ی ماست وضروریست که علاوه بر هویت خواهی منطقی و اصولی در چوکات دستورات دین مبین اسلام از سید گرایی بپرهیزند، خدای ناخواسته تجربة هزاره‌گرایی لائیک را تکرار ننمایند و عناصر غیرمذهبی، ضد دینی و مخالف اعتقادات و ارزشهای مکتب اهل‌بیت(علیهم‌السلام) که با مبانی فکری و اسلامی ما نا سازگار است، آنگونه چهره‌ها را به عنوان شخصیت‌های سادات به جامعه معرفی نکنند که بدون شک باعث نا رضایتی پیامبراسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و اهل‌بیت آن حضرت خواهد شد و از سوی دیگر فرق این گونه رفتارها با کردار لاییک‌ها و بقایای کمونیست‌ها که در درون دیگر اقوام ساکن در این کشور رخنه نموده اند تفاوتی نخواهد داشت، بلکه قداست زدایی از این آدرس خطرناکتر از رفتار و کردار چپگرایان و سکولارهای دیگر اقوام بوده بدین جهت به اعتقادات مردم بیش از دیگر اقوام ضربه پذیرخواهد بود.

در سال ۱۳۹۴ خورشیدی مجموعه‌ی تحت عنوان جرگه سادات به فعالیت آغاز نمودند، آقایان سید منصور نادری و سید اسحاق گیلانی از من تقاضا نمود که به عنوان نماینده مرحوم انوری در این جرگه باشیم و تصمیم گیرنده اصلی حضور داشته باشم، من به دلائلی آن را نپذیرفتم و بعد یکی از آن‌ها به عیادت مرحوم انوری در دهلی هند رفته بود و از من گلایه نموده بودند، مرحوم انوری گفته بود که ما در مسائل سیاسی با شما هستیم و در مسائل اعتقادی با مریدان جد مان که سالیان متمادی پدران ما آن‌ها را رهبری نموده نمی توانیم از محوریت اهل‌بیت(علیهم‌السلام) دور باشیم، بعدها مدعیان جهاد که بنام جهاد فخر فروشی می‌کند جهاد و ارزش‌های دینی هر روز با دشمنان دیروز مردم افغانستان و قاتلین نزدیک دو میلیون شهید معامله نمودند، امروز از عنوان سیادت نیز ابزاری استفاده می‌کنند با عمامه زیر عکس‌ کسانی می‌نیشینند که اصلا پابند به معتقدات دینی نیستند، حلال و حرام را قاطی نموده و فقط دنبال منافع شان هستند.

از چندی بدینسو که انتخابات نزدیک شده عده‌ی از شوراها و جریان های سیاسی امید شان را به ریاست جمهوری بستند، معاون سخنگوی ریاست جمهوری که اصلا به سیادت و ارزش‌های دینی پابندی ندارد، آدم دروغگو و تقلب کار، هر روز به شورای‌ها و سادات وعده‌های سَرخِرمن داده و می‌خواهد امتیاز بگیرد و این بار سادات را قربانی انتخابات ریاست جمهوری نمایند و افراد خاصی استفاده و بهره برداری نمایند.

شما جوانان در چنین روزی که یادی از حضرت زهرا(علیهاالسلام) می‌شود بخاطر بسپارید و بیاد داشته و مبادا حافظه‌ی تاریخی تان فراموش کند که چگونه و به چه شکلی سادات را وارد معاملات پنهانی می‌سازند و این را هم بیدانید که هیچ قدرت و شخصی نمی توانند سادات را از حقوق شهروندی شان محروم سازند، وقتی عاص بن وائل‌ها، حکام بنی امیه و بنی عباس، حجاج‌ها و عبدالرحمان خان‌ها با کشتن، مهاجرت و شکنجه دادن سادات را حذف نتوانستند عاص‌های زمان نیز موفق نخواهد که نام سادات را حذف نمایند، این وعده‌ و بشارت الهی‌است که دشمنان آل یاسین ابتر خواهد بود و چنانچه حکام بنی امیه و بنی عباس نیز نتوانستند سادات را حذف نمایند و اما حکومتی که بنایش با دروغ بوده ویا آن عده‌ از مافیا که مخالف ارزش‌های دینی هستند و آنانی‌ادعای سیادت دارد بهره برداری خود را از سادات می نمایند، با دروغ در درون شورا اختلافات را دامن می‌زند .

شما امروز گفته‌های من را بخاطر بسپارید و نسل جوان نباید حافظه‌ی تاریخی‌اش مبادا تخریب، بی‌مِهری، استفاده جویی‌های برخی اشخاص رِند سادات و غیر سادات را فراموش کنند، معاون سخنگوی ارگ نیز از سر دلسوزی و باور باطنی وعده‌های سرخِرمن را نمی‌دهد بلکه بخاطر انتخابات می‌خواهد از شورای های مربوط سادات استفاده ابزاری نمایند و این گونه ستم‌ها باید نسل جوان که در شبکه‌های اجتماعی حضور دارند و نیز در دائرةالمعارف سادات ثبت و ضبط گردد و که دوست و دشمن و لائیک‌های سادات در چتر مافیای منافع شخصی‌شان چگونه از این عنوان بهره برداری می‌کند، امروز سادات در جهان افتخار جامعه‌ی اسلامی است و از جایگاه والا برخوردار است.

هیچ شخص و قدرتی حتی قتل عام، مهاجرت، توهین و تحقیر سادات بنا بر مظالم بنى اميه همانند فاجعه‌ی جانگداز کربلا،  سپس بنى عباس همانند شهادت امام‌زاده يحيى بن زيد شهيد در انبار (سرِ پل كنونى)، قتل عام فرزندان حضرت زهرا(علیها‌السّلام) بدست حجاج ابن يوسف سقفى، یا دوران حاکمیت عبدالرحمان خان تا کنون نتوانستند اقتدار و عظمت سادات را خدشه دار کند پس از این نیز نخواهد توانست که با اینگونه حرکت‌ها موفق شوند.

زيد شهيد داراى چهار پسر بود که منشأگروه كثيرى ازسادات منطقه‏وجهان گرديدند، امامزاده يحيى نخستين فرزند زيد شهيد که در شمال افغانستان مظلومانه به شهادت رسيد.

دومين فرزند زيد شهيد عيسى بود که در كوفه حتى حسب ونسب خود را از مردم پنهان مى‏داشت تا موقعى كه وفات يافت.

برادر زاده اش مى‏گويد: «بعد از مدّتها التماس پدرم را راضى كردم تا نشانى عمويم را كه درخفا مى‏زيست وحكومت «عباسى» را به هراس افكنده بود به من بگويد، بعد از اصرار فراوان پدرم گفت: عمويت در يكى از محلات پستِ كوفه در لباس سقّايان زندگى مى‏كند. اگر به كوفه بروى و درابتداى فلان كوچه بايستى، در ساعت معيّن  مردى را خواهى ديد كه صورتى نورانى، محاسن سپيد، چشمى پر از اشك ولبى پر از ذِكْر دارد وباشتر آبكشى مى‏گذرد. او عموى تواست ولى مبادا طورى رفتار كنى كه توجه مردم را جلب نمايى، و او را بترسانى، مبادا رفتارت طورى باشد كه مأمورين حكومت  عباسى به هويّت او پى ببرند. باپذيرفتن همه‏ى اين تعهدات به آدرسى كه پدرم داده بود رفتم، همان طورى كه پدرم شرح داده بود عمويم آمد. خودم را به او شناساندم وهردو بعد از گريستن در آغوش هم به گوشه‏ى رفتيم، او داستان بيست و چند سال فرارش را برايم گفت، درضمن صحبت هايش گفت كه با نامى مستعار به صورت سقّايان زندگى مى‏كند، بازنى ازدواج كرده وخداوند به او دخترى عنايت فرموده است، دختر بزرگ شده وبسن ازدواج رسيده بود، لكن فوت كرده و عمويم افزود كه دلم از فوت دخترم نمى‏سوزد، از اين مى‏سوزد كه من در تمام مدت زندگانى او نتوانستم به او بگويم كه «تواز فرزندان پيامبراسلام هستى وسيّده مى‏باشى.

سوّمين فرزند زيد شهيد حسين است كه در بغداد وفات كرد ومأمون بروى نماز گذاشت.

محمد چهارمين و كوچك ترين فرزند زيد شهيد و خطيب بغدادى، در شرح حال او مى‏نويسد: «او در زمان خلافت مهدى عباسى به بغداد آمده و در قيام محمدابن عبداللّه ابن حسن(نفس زكيه) از جمله رزمندگان وفرمانده هان لايق بود، محمدابن عبداللّه وصيت كرده بود كه اگر من كشته شدم رهبرى نهضت به عهده‏ى برادرم ابراهيم است، واگر ابراهيم كشته شد، عيسى ابن زيد ومحمدابن زيد فرماندهى قيام را به عهده گيرند.»

سوابق تاريخى ورود سادات به افغانستان مربوط عوامل زيراست:

۱ـ عده‏ى از مورخين به اين عقيده اند كه «سادات علوى» در اثر ظلم و فشار خاندان اموى و عباسى وارد افغانستان شدند.

۲ـ علاقه‏ى  شديد به مذهب تشيّع از سوى هزاره‏ها باعث جلب سادات از ماوراء به هزاره جات شده است.

ملا فيض محمد كاتب در مورد سادات افغانستان چنين مى‏نويسد: «جایى از بلدان  و قصبات و قريه‏جات افغانستان نيست كه يك يا دو يا چند خانه از «سادات» درآن ساكن نباشند. همچنين سادات ذوى الاحترام بعد از هجرت، امور مذهبى مردم را در اختيار گرفته ودر ترويج وابقاء تشيع وتعليم آن به مردم خدمات ذى قيمتى را انجام داده‏اند.

در پایان  شعر حجت الاسلام سید اشرف الدین حسینی گیلانی قزوینی ملقب به نسیم شمال، اکثرا اشعارش انتقادی، سیاسی و بصورت طنز می‌گفت و در تهران روزنامه‌ای زیر نام نسیم شمال در آن منتشر می‌شد را خوانده و به سخنان خود اتمام بخشید:

با آل علي هر كه در افتاد بر افتاد!

هر کس که به این سلسله‌ی پاک جفا کرد

 بد کرد، نفهمید، غلط کرد، خطا کرد

دیدی که یزید از ستم و کینه چه ها کرد

 آخر به دَرَک رفت و به روحش شَرَر افتاد

با آل علي هر كه در افتاد بر افتاد!

اولادِ اُمَیّه چو دَرِ کینه گشودند

 بر عِترَتِ اطهار بسی ظلم نمودند

آخر همگی بِیدَقی از لعن ربودند

 دیدیم که از نام و نشانشان، اثر افتاد

با آل علي هر كه در افتاد بر افتاد!

حَجّاج که شد منکر هر خارقِ عادات

می کُشت به هر روز، بسی شیعه و سادات

امروز به او لعن کنند اهلِ سعادات

آوازه ی ظلمش به همه بحر و بر افتاد

با آل علي هر كه در افتاد بر افتاد!

کردند جفاها بنی عبّاسِ ستمگر

مسموم شد از ظلم و جفا موسِیِ جعفر

بر قلب غریب الغربا، زَهر زد اَخگر

ظلم بنی عباس، به گیتی سَمَر افتاد

با آل علي هر كه در افتاد بر افتاد!

بست آب به قبر شهدا چون مُتوکّل

در اوج فلک روح مَلَک شد متزلزل

دریا به فغان، موج زنان نعره زد از دل

در سطح زمین، غُلغُله در خشک و تر افتاد

با آل علي هر كه در افتاد بر افتاد!

جِیشِ مُتوکّل، به لبِ شط بِنِشَستَند

بر زایِرِ شاه شهدا، راه ببستند

از کین، دل زَوّارِ حسین را بِشِکَستَند

از قافله‌ی عشق، بسی دست و سر افتاد

با آل علي هر كه در افتاد بر افتاد!

پی‌نوشت:

  1. سوره کوثر.
  2. سوره حجرات، آیه ۱۳ .
  3. کتاب عوالم، ج۱۱، ص۵۱۴؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۱۴؛ ج۱۰۰، ص۱۸۵؛ ج۷۸، ص۳۹۰٫

 

گزارش از خبرگزاری فرهنگی، تحلیلی عصر انتظار

نظر دهید !!!

نظر شما برای “متن کامل سخنرانی رئیس مجمع فرهنگی بقیه الله(عج)”

دیدگاه ها بسته شده اند.

قالب خبری

قالب رایگان وردپرس