مراسم زنده یاد کربلایی سید محمد امین محسنی در کابل

مراسم زنده یاد کربلایی سید محمد امین محسنی در کابل

دست طبیعت، بهار زندگی خاندان محسنی را به برگ ریزان خزان بدل کرد و گل سر سبد زندگی شان را به دیار باقی برد وچندی قبل روح بلند کربلایی سید محمد امین محسنی، انسان خیراندیش، عیار، جوانمرد، فداکار، خیّر و عاشق پاکباخته اهل بیت(ع)  به دیار ابدی شتافت و بازماندگانش را در ماتم و سوک ابدی نشاند.

به گزارش خبرگزاری فرهنگی، تحلیلی عصر انتظار، بعد از ظهر جمعه ۲۵ سرطان ۱۴۰۰ خورشیدی، در پی درگذشت نا باورانه زنده یاد مرحوم کربلایی سید محمد امین محسنی از سوی بازماندگانش مراسم فاتحه در مسجد رسول اکرم(ص) واقع غرب کابل برگزار و در پایان مراسم، حجت­الاسلام سید جعفرعادلی حسینی، رئیس مجمع فرهنگی بقیۀالله(عج) با تجلیل از مقام خدمات فرهنگی و اجتماعی خاندان محسنی در گسترش فرهنگ تکیه داری و تبلیغ معارف اهل­بیت(ع) برای زنده نگاه داشتن خدمات بزرگان تبار شاه قلندر تأکید و از نقش این تبار در توسعه تکایا به عنوان مهم­ترین پایگاه مذهبی، فرهنگی و اجتماعی با توجه به همه دشواری‌ها تلاش آن بزرگان را بی­نهایت سخت و دشوار دانست.

……………………………………….

متن کامل سخنرانی حجت­الاسلام سید جعفرعادلی حسینی، رئیس مجمع فرهنگی بقیۀالله(عج) در مراسم زنده یاد مرحوم سید محمد امین محسنی (کابل- مسجد رسول اکرم(ص) واقع غرب کابل- ۲۵ سرطان ۱۴۰۰ خورشیدی)

بسم الله الرحمن الرحيم

و کنتم امواتا فاحیاکم ثم یمیتکم ثم یحییکم ثم الیه ترجعون(۱)

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک / چند روزی قفسی ساخته ام از بدنم

من به خود نامدم این جا که به خود باز روم / آن که آورد مرا باز برد در وطنم(۲)

این محفل برگزار است به مناسبت درگذشت مرحوم مغفور کربلایی سید محمد امین محسنی از بندگان مومنین، زحمت‌کش و پرتلاش که عزت‌مندانه زندگی نمود. خداوند به آن مرحوم غفران الهی و برای مادر داغدار، فرزندان، برادران، ماماها، برادر زادگان، خواهرزاده‌ها و دامادان و تمام بستگانش صبر و اجر جمیل عنایت فرماید.

بدون شک، مرگ یک پدیده همگانی و سنتی از سنت های لایتغیر الهی می باشد. به فرموده قرآن کریم؛  هر موجود زنده جان در این عالم طعم شیرین و ناگوار آن را می چشند: «كل نفس ذائقة الموت…»(۳)  به گفته‌ی شیخ الرئیس بوعلی سینا، مرگ مرحله‌ی از تکامل انسان است و هجرت نمودن از دنیای محدود به عالم بزرگ‌تر و وسیع‌تر نابودی نیست و ما را خداوند آفریده و روزی به سوی او بازگشت خواهیم نمود و این وعده‌ی الهی است: « و کنتم امواتا فاحیاکم ثم یمیتکم ثم یحییکم ثم الیه ترجعون …»  ما انسان‌ها در این در دنیا با سپری نمودن سختی‌ها، تحمل مصائب و مشکلات روزی به سوی پروردگارمان بازگشت خواهیم نمود: « وبشرالصابرين الذين إذا أصابتهم مصيبة قالوا إنا لله وإنا إليه راجعون»(۴) ما از خداییم و به خدا هم برمی­گردیم.

پس هدف از خلقت مرگ و زندگی چیست؟

خداوند در آیه دیگر می­فرماید: «الذی خلق الموت و الحیاه لیبلوکم ایکم احسن عملا»(۵) یعنی خداوند  ما را خلق نموده تا ثابت نماید کی دراین دنیا عمل خوب و کی عمل بد را انجام می‌دهند. همچنان پیامبر گرامی اسلام(ص) می­فرماید: «الدنیا مزرعه الاخره» یعنی دنیا کشتزار آخرت است و هرآنچه که انسان کاشت همان را خواهد دِرو نمود.

این جهان کوهست و فعل ما ندا / سوی ما آید نداها را صدا

چون که بَد کردی بترس امِن مَباش / زان که تُخم است و بِرویانَد خداش

 از مکافات عمل غافل مشو / گندم از گندم بروید جو ز جو(۶)

چنانچه قرآن کریم ما را راهنمایی فرموده که باید اهل ایمان به دستورات خداوند و دعوت حکیمانه‌ی رسول خدا صادقانه متابعت و اطاعت نمایید زیرا در اطاعت و متابعت انسان از خدا و رسول زندگانی سعادتمند و پیروزی دنیا و رستگاری آخرت وجود دارد: «یاایها الذین امنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم…»(۷)

اسلام کامل‌ترین دین و پیامبرش آخرین پیامبرالهی، دینی که برای همه شئون زندگی باید و نباید دارد. از این­رو جامعه‏ای که موردنظر قرآن و اسلام می‏باشد در چهارچوب حدود و ثغور و قوانین الهی بوده و از آن پا فراتر نمی‏گذارد سعادت دنیا و آخرت ما تأمین می­گردد. بقول ابوسعید ابوالخیر عیب در اسلام نیست، بلکه در مسلمانی ماست.

آبادی بت خانه ز ویرانی ماست / جمعیت کفر از پریشانی ماست

اسلام به ذات خود ندارد عیبی / هر عیب که هست از مسلمانی ماست(۸)

و به فرموده پیامبرگرامی اسلامی(ص): «خیرالناس إِلى الله أنفعهم للناس»(۹) اسلام نسبت به اصل اجتماعی شدن انسان و تشویق به گرایش به اجتماع‌توصیه و تأکید دارد و از این جهت است که پیامبر گرامی اسلام(ص) می­فرماید پس بهترین مردم کسی است که نفعش بیشتر به مردم برسد.

بی تردید که خاندان بزرگ محسنی و حیدری از تبار شاه سالم معروف به شیر سُرخ که او از نوادگان امامزاده سید یحیی مشهور به شاه قلندر هست، آنان در گسترش فرهنگ تکیه داری و تبلیغ معارف اهل­بیت(ع) برای زنده نگاه داشتن خدمات بزرگان تبار شاه قلندر در توسعه تکایا به عنوان مهم­ترین پایگاه مذهبی، فرهنگی و اجتماعی تقویت و در این راستا بی نهایت دشواری­ها را پشت سرگزرانید و مورد خشم حکام ظالم و مستبد گذشته، مخصوصاً عبدالرحمان خان قرار گرفتند و در اثر ظلمی که آن­ها وارد شد مهاجرت را پذیرفت.

به شهادت تاریخ در عصر ستم ملی و دوران سیاه عبدالرحمان خان مردم تشیع در هزاره جات به جرم پیروی از اهل­بیت(ع) ۶۲ درصد جمعیت آن­ها سرکوب و قتل عام شدند، شخصیت­های زیادی از کجاب به نقاط مختلف افغانستان و از جمله به تکاب و نجراب تبعید شدند که تفصیل آن به کتاب های شهدای نخبه، ثابت قدم و راویان عشق آمده و در این لحظه فرصت برای بیان آن واقعیت نیست، در همین زمان بود که حجت­الاسلام سید حیدر آخوند تکیه خانه سابق غوچی را بنا گذاشته بود و در نهایت اجباراً به دایه و فولاد هجرت نمود، سید حیدر آخوند پس از چندسال مجدداً همراه فرزندش کربلایی سید نبی به زادگاهش بازگشت و حجت­الاسلام کربلایی سید نبی در جنگ سقوی سال ۱۳۰۸ خورشیدی مجروح و قلعه­های غوچی و منبر قدیمی را نیز آتش زدند، کربلایی مرحوم سید نبی در سال ۱۳۳۴ خورشیدی تکیه خانه فعلی غوچی را بنا گذاشت.، بعد از مرحوم کربلایی سید نبی فرزندانش مرحوم سید محسن رئیس و سید سلیمان حیدری و سال­های اخیر حجت­الاسلام سید هاشم محسنی اهل منبر و تبلیغ به مناسبت های دینی و مذهبی در تکیه خانه غوچی مشغول خدمت هست.

ویژگی دیگر این خانواده حضور درجهاد مردم افغانستان بود، دوستان می­دانند که پس از بقدرت رسیدن کمونیست­ها، علما، متنفذین قومی و اقشار مختلف مردم منطقه دستگیر و در زندان مخوف پلچرخی و پلیگون­ها به شهادت رسیدند که تفصیل آن در کتاب شهدای نخبه، روایان عشق و ثابت قدم خاطرت من از جمهوریت تا جمهوری اسلامی آمده است.

در این فرصت صرفاً یک شهید از خانواده محسنی و حیدری و سه شهید دیگر از دو خانواده متنفذ قومی در کجاب مرحوم محمد حسن وکیل و مرحوم حاجی محسن خان سلطانی که خانواده های نامبرده با مرحوم محسنی نسبت فامیلی و خویشاوندی دارند، حجت­الاسلام شهید سید محمد طاهر بصیر، شهید محمد سرور خزانه دار، شهید سلطان عزیز خان سلطانی که اسامی آن­ها در لیست ۵۰۰۰ هزار شهید آمده، شهید ارباب نسیم سلطانی، هرچند حاجی محسن خان سلطانی از خوبان روزگار و دوستدار سادات و عالم بودکه در آزادی شهید آیت الله العظمی واعظ نقش کلیدی داشت.

اما با آغاز جهاد شهید ارباب نسیم در راس مجاهدین کجاب و شهید ارباب عزیز در رأس مجاهدین مرگ تا دره میدان پیشرفت نمودند و از سوی مردم استقبال شدند، اما در شب ۱۵ سنبله ۱۳۵۸ خورشیدی آنان همراه ۱۹ نفر دیگر شهید، آنها شهدای واقعی بودند، در شدت گرمای تابستان و با وجود حیوانات درنده در آن کوهها ۶۲ روز بدنهای آنها سالم ماندند، وقتی جنازه ها را از سنگر پایین آوردند، بدنها سالم مانده و اینها را می­گویند شهدای واقعی نه هر خود مرده و کشته شدگان جنگهای خانمانسوز داخلی و یا مرگ افراد مشکوک را هم شهید بنامیم.

متأسفانه ۳  عنوان در جامعه­ای امروزی مظلوم هستند.

– اول کلمه شهید؛ هرخود مرده را شهید می­نامند، ممکن برخي­ها از دايره كشته شدن در حين جهاد بيرون برده و همانند مادري هنگام تولد فرزندش از دنيا مي‎رود، انسان مسافر و فرد زحمت كش كه در راه تأمين معاش خود و همسر و فرزندانش از اين جهان رخت برمي‎بندد، همگي پاداشي شهید را دارند ولی شهید آگاهانه و به خاطر هدفی مقدّس در سنگر مقدم جبهه کشته شود، بعضی علما از جمله آیت الله محسنی به جز امام علی و امام حسین(ع) بقیه را شهید نمی­دانند ولی کسی نیست که در آن مورد پرسش نمایند، اما به هر مرگ مشکوک و خود مرده گیر می­دهند و هر بیسوادی می­خواهند به زور دیدگاه شخصی خود را به انسان تحمیل نماید.

– دوم کلمه جهاد، هر جنگ خانمانسوز داخلی را جهاد می­نامند و افتخار می­کند که من جهاد کردم، باور من این است که پس از آزاد سازی مناطق مرکزی و از سال ۱۳۵۸ خورشیدی بدینسو هیچ جنگی جهاد نبوده و کشته شدگانش شهید شمرده نمی­شود.

– سوم کلمه مرجعیت، مرجعیت امروز در دام قوم و حزب قرار دارد، اقتدار و عظمتش را عده­ای زیر سوال بردند، مرجع آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی که بعد از آیت الله العظمی شیخ محمد حسین نائینی، هیچ مرجعی به گستردگی و نفوذ او نمی­رسد، نامه آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی که در یکی از کتاب هایم چاپ نمودم که به آیت الله العظمی شاه محمد حسین اوجی نوشته بود و این نامه می­رساند که آن­ها چقدر عزت نفس داشتند.

نسل امروز باید مروری به گذشته­ای خود داشته باشند و خود سرنوشت خویش را تعیین و نباید منتظر رهبرانی باشند که سرنوشت شان را به معامله بگیرند.

در این گونه مجالس یادی از ارزشها و یادی از بزرگان دینی مان، مخصوصا پیامبر گرامی اسلام(ص) و خاندانش در مان غفلت زدایی است، در اینجا یادی از امام حسین(ع) و ثوابش به روح مرحوم آقای محسنی نثار گردد، یکی از مصائب اهل بیت(ع) و امام حسین(ع) که در قصیده رائیه ابن عرندس حلی آمده بخوانم.

«قصيده رائيه ابن عرندس حلّى»

حاصل ما زين جهان مِهر و تولاى توست /  بوسه گه ما مدام خاك كف پاى توست

عشق تو شد دين ما مهر تو آيين ما  /  تو دانى و روز حشر ز بار سنگين ما

يكى از القاب سيّدالشهداء (ع)عطشان است كما اين تعبير در روايات، زيارتنامه ها و تواريخ در باره آن حضرت  آمده است، از جمله  در حديث امام محمّد باقر(ع) است: «اِنَّ الْحُسَيْنَ… قُتِلَ مَظْلُوما مَكْرُبا عَطْششانا» به درستى كه حسين مظلوم در حاليكه غصه او را احاطه كرده بود با لب تشنه شهيد شد.

لذا يكى از اشعار جانسوزى كه تا به حال در مصيبت عطش امام حسين(ع) گفته شده قصيده رائيه ابن عرندس حلّى است.

مرحوم حاج شيخ عبدالزّهراكعبى (متوفاى ۱۳۹۳) كه از رجال اهل منبر كربلا بود و مورد توجه اهل بیت(ع) بود، از او نقل شده كه روزى وارد صحن حرم سيّد الشهداء(ع) شدم، ديدم شخصى مقابل يكى از حجره‏هاى صحن مطهرنشسته و دارد كتاب مى فروشد و با من هم سابقه آشنايى داشت وقتى كه چشمش به من افتاد مرا صدا كرد وگفت: فلانى كتابى دارم كه ممكن به درد شما بخورد، اين كتاب در بر دارنده اشعار است و قمت آن هم اين است كه يكبار اشعارش را برايم بخوانى.

مرحوم عبدالزهراء كعبى مى گويد كه من با ديدن اين كتاب گويا گم شده‏أم را پيدا كردم، چون مدتها بود كه در جستجوى آن كتاب بودم، او مى گويد: آن  كتاب را گرفتم ديدم قصيده ابن عرندس شاعر معروف اهل بيت(ع) است، داخل صحن رو بروى ايوان طلا نشستم مشغول خواندن اشعار و قصيده ابن عرندس شدم، يك وقت ديدم كه سيّد عربى  با عظمت و هيبت ملبس به لباس اهل علم كنار ما نشسته و همين طور به اشعارى كه مى خواندم گوش مى داد و اشك مى ريخت با حضور آن سيّد مجلس ما معنويت و روحانيت خاصى پيدا كرد؛ و هر گاه يادم مى‏آيد منقلب مى شوم، وقتى كه به اين بيت رسيدم: أَيُقْتَلُ ظَمانا حُسَيْنُ بِكَرْبَلا وَ فى كُلِّ عُضْوِ مَنْ أَنا مِلِهِ بَحْرُ يك مرتبه ديدم آن سيّد بزرگوار به شدت گريه مى نمايد و در حالتى كه توجهش به قبر امام‏حسين(ع) بود و مرتب اين بيت را تكرار مى‏كرد و مثل زن جوان مرده گريه مى كرد واشك ريخت بعد از اتمام قصيده يك وقت ديدم كه آن سيّد از نظرم غايب شد، به هر طرف كه رفتم آن سيّد را نديدم، بعدا فهميدم كه آن آقا امام زمان(عج) بوده. علامه امينى در جلد هفتم الغدير فرموده بين اصحاب اماميه مشهور است، كه در مجلسى قصيده ابن عرندس خوانده نمى‏شود، مگر اينكه امام منتظر(عج) در آن مجلس حضور پيدا مى كند.

حالا چون اين اشعار مورد نظر امام زمان(عج) است و هر كجا خوانده شود آقا تشريف فرما مى شوند، لذا براى آنكه نظر آن حضرت، معطوف به مجلس ما بشود، همه بياد مظلومى جدّ بزرگوارش اين اشعار را زمزمه مى كنيم: أَيُقْتَلُ ظَمانا حُسَيْنُ بِكَرْبَلا وَ فى كُلِّ عُضْوِ مَنْ أَنا مِلِهِ بَحْرُ چگونه حسين(ع)‏ در كربلا با لب تشنه شهيد مى‏شود – در صورتيكه در عضو از انگشتانش دريايى از سر فرازى وجود دارد؟

وَ والدُهُ السّاقى عَلَى الْحَوْضِ فِى غَدٍ  وَ فاطمَةُ مَاءُ الْفَراتِ لها مهرُ  و با آنكه پدرش على(ع) (ساقى حوض كوثر است) و فرداى قيامت – مردم را از آن آب گوارا سيراب مى‏كند و آب فرات مهريه مادرش زهرا(س) بود.

فَوا لَهْفَ نَفْسِى لِلْحُسَيْنِ وَ مَاجَنى عَلَيْهِ غَداةَ الطِّف فِى حَرْبِهِ الشِّمْرُ  جانم بر حسين(ع) دريغ مى‏خورد كه در آن روز (واقعه) كربلا- شمر چه جناياتى را در باره او روا داشت.

در اينجا ابن عرنديس اشاره به مصيبت عطش امام حسين(ع)  دارد؛ همان مصيبتى كه تمام انبياء(ع) بر آن گريه كردند و جبرئيل براى انبياء(ع) مصيبت عطش امام حسين(ع) را خواند، همه ائمه ما براى مصيبت عطش امام‏حسين(ع) گريه كردند. خود امام زمان(عج) هم وقتى كه تشريف فرما مى‏شود براى جدّمظلوم شان مصيبت عطش خواند و مى فرمايند: «ألا يا أهْلَ الْعَالَمِ اِنَّ جَدِّىَ الحُسَيْنَ قَتَلُوهُ عَطْشانا»اى مردم عالم همانا جدّم حسين رابا لب تشنه به شهادت رسانيدند.

زان تشنگان  هنوز به عيّوق مى رسد /   فرياد العطش  زبيابان كربلا

منابع:

۱٫ سوره بقره آیه ۲۸ .

۲٫ مولانا جلال الدین بلخی .

۳٫ سوره عنکبوت، آیه ۵۷ .

۴٫ سوره بقره، آیه ۱۵۶ .

۵٫ سوره ملک، آیه ۲ .

۶٫ مولانا جلال الدین بلخی .

۷٫ سوره انفال، آیه ۲۴ .

۸٫ ابوسعید ابوالخیر .

۹٫ مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل،  جلد۱۲ ،  صفحه۳۹۱ .

گزارش از: سید محمد حسینی عضو مجمع فرهنگی بقیۀالله(عج) مقیم کابل

نظر دهید !!!

یک دیدگاه برای “مراسم زنده یاد کربلایی سید محمد امین محسنی در کابل”

  1. سید تقی حیدری

    تشر و قدر دانی میکنم از سید محمد حسنی در باب زحمت این مراسم جهان سپاس اجرش با اباعبدالله

قالب خبری

قالب رایگان وردپرس